جمعه ۳۰ دی ۱۳۹۰ -- ۲۲:۴۲ | دسته ها:عمومي | برچسب ها:
Thank you.

The Wikipedia blackout is over — and you have spoken.

More than 162 million people saw our message asking if you could imagine a world without free knowledge. You said no. You shut down Congress’s switchboards. You melted their servers. From all around the world your messages dominated social media and the news. Millions of people have spoken in defense of a free and open Internet.

For us, this is not about money. It’s about knowledge. As a community of authors, editors, photographers, and programmers, we invite everyone to share and build upon our work.

Our mission is to empower and engage people to document the sum of all human knowledge, and to make it available to all humanity, in perpetuity. We care passionately about the rights of authors, because we are authors.

SOPA and PIPA are not dead: they are waiting in the shadows. What’s happened in the last 24 hours, though, is extraordinary. The internet has enabled creativity, knowledge, and innovation to shine, and as Wikipedia went dark, you’ve directed your energy to protecting it.

We’re turning the lights back on. Help us keep them shining brightly.

Read more

read more from wikimedia

چهارشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۰ -- ۱۹:۳۶ | دسته ها:روزمره | برچسب ها:

کلا از اول زندگیم با امتحانات مشکل داشتم
طی ترم عالی
آخر ترم گند زدم

کلا ر…ن توو سیستم آموزشی
یک خر هم پیدا نمیشه درستش کنه

————–

واسه بعد این امتحانها برنامه دارم. چند تا سایت بزنم.
منتظر تغییرات در برنامه‌ها هم باشید

چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰ -- ۱۰:۳۳ | دسته ها:روزمره | برچسب ها:

ای صاحبان علم و ابزار فیلتــرینگ و پارازیت …

ای کسانی که بجای من می بینید , میشنوید , می اندیشید و تصمیم میگیرید !

اینست دانشی که در ثریای خود بدنبال آنید ؟ !

اینست هنری که نزد ایرانیان است و بس ؟ !

اینست حکمتی که باید از منافق هم بیاموزید ؟ !

بدانید که خداوند به من هم عقل و چشم و گوش و قدرت اختیار و تصمیم گیری داده است

زین پس اگر برای رسیدن به هر هدفی , استفاده از هر دانش و ابزار و قدرتی را توجیه کنید !

و هر ماموریتی را برای خود معذوریت قلمداد کنید !!

و تر و خشک را با هم بسوزانید و هر حقی را انحصار خود کنید !

من نیز با دانشی که شما از آن بی بهره اید و نمیدانید ,

تمامی رنجها و دردهایم را که حاصل ساعتها کلنجار رفتنهاست

و تمامی اتلاف وقتها و عمرم را که شماها بر باد داده اید

با شما و عزیزانتان به مصالحه خواهم گذاشت …

پس زود باشد که در عذاب قبری که خود ساخته اید دچار شوید

و کر و کور و بیشعور در پیشگاه خداوند محشور شوید

نفرین ابدی بر شما باد … که فقط خود را بر صراط مستقیم میدانید !

چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۰ -- ۱۲:۳۸ | دسته ها:روزمره | برچسب ها:

اگر پنجاه ملیون نفر به چیزی احمقانه اعتقاد داشته باشند،
آن چیز همچنان احمقانه است.

آناتول فرانس

چهارشنبه ۹ آذر ۱۳۹۰ -- ۱۱:۱۴ | دسته ها:روزمره | برچسب ها:

آستانه تحمل یک ایرانی پشت چراغ قرمز نهایتا “۵ ثانیه” است
ولی در مقابل استبداد و خفقان …………….. :|

شنبه ۷ آبان ۱۳۹۰ -- ۱۸:۱۷ | دسته ها:روزمره | برچسب ها:

کوروش کاشکی در تاریخ ایران نبودی، تا این چنین با سرافکندگی از حالمان بگوئیم!

کوروش

ادامه نوشته…

شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۰ -- ۰۱:۲۹ | دسته ها:عمومي | برچسب ها:

برخی حقایق درباره لیبی و قذافی که رسانه های دیگر از انتشار آن خودداری میکنند:

- بدون بهره به مردم لیبی وام داده می شود
- دانشجویانی که در رشته های تخصصی آموزش می بینند از دریافت یک دستمزد معمولی بهره می برند تا آموزش آنها تمام شود
- اگر کسی قادر نیست کار پیدا کند دولت تمام حقوق اورا تا زمانی که کار دیگری پیدا کند می پردازد (حقوق دوران بیکاری)
- آن هنگام که کسی ازدواج میکند زوج بطور مجانی صاحب یک آپارتمان مجانی از سوی دولت می شود.
- هرکسی می تواند در هرجای دنیا به تحصیل اشتغال پیدا کند در آنصورت دولت ۲۵۰۰ یورو به اضافه هزینه اتومبیل را به او می دهد
- اتومبیل ها به قیمت تمام شده کارخانه فروخته می شوند
- لیبی به هیچ کشور یا دستگاهی بدهکار نیست حتا یک سنت. طلبکاری برای لیبی نیست.
- آموزش رایگان برای همه شهروندان
- ۲۵% از جمعیت لیبی دارای تحصیلات دانشگاهی هستند
- گدا در شهر ها نیست، بی خانمان و کارتن خواب نیست تا زمانی که بمباران های اخیر آغاز شد.
- نان در لیبی پانزده سنت (کمتر از یک چهارم دلار) است

بگو چرا آمریکا و دیگر کشور های سرمایه داری لیبی را دوست نمی دارند. قذافی تمایلی برای دریافت وام از بنیاد پولی جهانی یا بانک جهانی که از بهره بالا برخوردار است ندارد. در زبان ساده تر لیبی یک کشور مستقل بود! این یکی از دلایلی است که جنگ با لیبی آغاز شده است.
قذافی ممکن است یک دیکتاتور باشد اما این مسئله نمی تواند و نباید مشکل آمریکا ویا کشور های دیگر بحساب آید. قذافی تنها کشوری است که تولیدنفت میکند ولی پول آنرا نه دلار آمریکا ونه یورو را می پذیرید بلکه طلا را جایگزین آن کرده است.
این می تواند دیگر کشور های جهان را به ورشکستگی بکشاند زیرا کشور های غربی اغلب ذخیره طلا به اندازه کافی ندارند تا در مقابل پول های بی رویه ای که چاپ میکنند پشتوانه ای باشد.

دوشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۰ -- ۱۷:۴۴ | دسته ها:عمومي | برچسب ها:

طی این دو سال گذشته خیلی از هنرمندان کشورمون رفتند. این چه سیستمی که فقط شعار امنیت رو میده اونم اخلاقیش! وقتی نمی تونند امنیت یک شهر رو تامین کنند.
از این بعد هم باید به سبک جاهلیتی که عربها به ما دادند چاقو به کمر ببندیم.
بی هویتی همینه

شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۰ -- ۱۳:۰۰ | دسته ها:محصولات من | برچسب ها:, ,

بعد از گذشت چند ماه و ننوشتن یک برنامه عمومی. وضعیتی پیش آمد که برنامه ای برای ارسال ایمیل گروهی بنویسم. این برنامه قابلیتهای خوبی داره و به راحتی میتوانید به تعداد زیادی ایمیل، پیام ارسال کنید.

ارسال ایمیل گروهی با برنامه ها
قابلیتها:
- محدودیت در ارسال
- ایجاد فاصله زمانی بین هر ارسال (برای جلوگیری از بلاک یا اسپم شدن ایمیل)
- حذف ایمیلهای نادرست
- حذف ایمیلهای تکراری
- قابل حمل

دریافت برنامه

جمعه ۱۰ تیر ۱۳۹۰ -- ۱۱:۵۰ | دسته ها:عمومي | برچسب ها:, ,

‪ღ من زن هستم.
می‌گویند من آفریده شدم و حوایم نامیدند؛
“یعنی زندگی” تا در کنار آدم “یعنی انسان” همراه و هم صدا باشم.
می‌گویند: میوه‌ی سیب را من خوردم،
شاید هم گندم را،
و مرا به نزول انسان از بهشت محکوم می‌نمایند.

بعد از خوردن گندم و یا شاید سیب چشمان‌شان باز گردید،
مرا دیدند، مرا در برگ‌ها پیچیدند،
مرا پیچیدند در برگ‌ها تا شاید راه نجاتی را از معصیتم پیدا کنند.
نسل انسان زاده‌ی من است من “حوا” فریب خوردۀ شیطان.

و می‌گویند که درد و زجر انسان هم زاده‌ی من است،
زاده‌ی حوا؛
که آنان را از عرش عالی به دهر خاکی فرو افکند.
شاید گناه من باشد،
شاید هم از فرشته‌ای از نسل آتش که صداقت و سادگی مرا به بازی گرفت و فریبم داد،
مثل همه که فریبم می دهند.

اقرار می کنم دلی پاک،
معصومیتی از تبار فرشتگان
و باوری ساده‌تر و صاف‌تر از آب‌های شفاف جوشنده‌ی یک چشمه دارم.

ابراهیم زادۀ من بود، و اسماعیل پروردۀ من.
گاهی در وجود زنی از تبار فرعونیان که موسی را در دامنش پرورید.
گاهی مریم عمران، مادر بکر پیامبری که مسیح‌اش نامیدند
و گاه خدیجه، در رکاب مردی که محمد‌اش خواندند.

فاطمه من بودم، زلیخای‌ عزیز مصر و دلباخته یوسف هم،
من بودم زن لوط و زن ابولهب و زن نوح ملکه سبا،
و فاطمه زهرا (س) هم.

گاه بهشت را زیر پایم نهادند
و گاه ناقص‌العقل و نیمی از مرد خطابم نمودند.
گاه سنگبارانم نمودند
و گاه به نامم سوگند یاد کرده و در کنار تندیس مقدسم اشک ریختند.
گاه زندانیم کردند و گاه با آزادی حضورم جنگیدند
و گاه قربانی غرورم نمودند
و گاه بازیچه خواهش‌هایم کردند.
اما حقیقت بودنم را و نقش عمیق کنده‌کاری شده هستی‌ام را بر برگ برگ روزگار
هرگز منکر نخواهند شد.

من مادر نسل انسانم،
من حوایم، زلیخایم، فاطمه‌ام، خدیجه‌ام… مریمم.
من درست همانند رنگین‌کمان، رنگ‌هایی دارم روشن و تیره.
و حوا مثل توست‌ ای آدم،
اختلاطی از خوب و بد،
و خلقتی از خلاقی که مرا درست همزمان با تو آفرید.

بیاموز که من،استوار، رسا و هم طراز با تو زاده شدم.
بیاموز که من، مادر این دهرم و تو مثل دیگران،
زاده منی…

مونا دوستی

مطالب مرتبط:
زن در ایران باستان
جایگاه زن در دوران هخامنشی